(توی این قسمت با یه کاراکتر جدید اشنا میشیم به نام سورونا.

اسم: سورونا ساکاتا، Soruna Sakata، (به معنای بهشتی):

قبیله: ساکاتا

سن: 19

چاکرا: رایتون

جوتسوی خاص: خمیر انفجاری، رایتون! غرش صاعقه

یه دختر 19 ساله که از قضا شاگرد دیدارائه (البته یه ماه از دیدارا کوچیکتره)، یعنی اونم از خمیر انفجاری استفاده میکنه ولی مطمئنا کف دستاش دهن نداره! غیر از استفاده از خمیر انفجاری، کارهای دیگه هم میتونه بکنه مثلا استاد استفاده از عنصر برقه.

مشخصات ظاهری: شباهت خیلی زیادی به دیدارا داره تا جایی که در نگاه اول فکر میکنین خواهر و برادرن، چشماش کاملا مثل چشمای دیداراس، موهاش همرنگ و هم اندازه دیداراست ولی نمیبندتشون و بازشون میزاره، موهاش سیخ سیخیه، وقتایی که لباس آکاتسوکی تنش نیست یه لباس آستین کوتاه زرد میپوشه)

پین: من پین هستم، خدای درد و رنج و موسس اکاتسوکی. من...

کونان: بسته دیگه! من کونان هستم و از جوتسوی خاص و بسیار زیبای کاغذی استفاده میکنم.

ایتاچی: من ایتاچی اوچیها هستم و متخصص در استفاده از شارینگان.

ساسوکه: منم ساسوکه اوچیها هستم، برادر کوچیکتر ایتاچی. منم در استفاده از شارینگان عالیم.

ایتاچی (با پوزخند): ولی هنوز به پای من نرسیدی.

ساسوکه: باشه، باشه! قبول.

کیسامه: منم کیسامه هستم، یکی از ۷ شمشیرزن دهکده مخفی مه. به جرعت میتونم بگم که من قویترین شمشیرزن هستم. و اینم شمشیر عزیزم سامه هادا. سامه هادا جون به همه سلام کن ببیننت!

سامه هادا: خش خشششششش!

دیدارا: من دیدارا هستم، همم. و باید بگم که هنر یعنی انفجااااااار!

ساسوری: من ساسوری هستم، استاد عروسک گردان. و به نظر من هنر چیزیه که مدت طولانی بمونه و ابدی باشه.

سورونا: من سورونا هستم. شاگرد دیدارا سنسه و یکی از بهترین استفاده کننده های عنصر برق. به نظر منم هنر یعنی انفجار!

کاکوزو: من کاکوزو هستم و به نظر من مهمترین چیز در زندگی، پوله.

هیدان: من هیدان هستم. هیدان جاودانه و یکی از بندگان خدای جاشین. به نظر من کاکوزو در عین اینکه کافره، خسیس ترین ادم دنیا هم هست.

زتسوی سفید: منم زتسو هستم. درواقع میشه گفت یه جورایی من گیاهم.

زتسوی سیاه: یعنی «ما» گیاهیم. منم بهت چسبیدم نابغه!

اوروچیمارو: من اوروچیمارو هستم، یکی از سه سنین افسانه ای و خالق جوتسوهای جدید و ممنوعه. یکی از قویترین شینوبی هایی که...

پین: ساکت شو اوروچیمارو! به خاطر اینکه تو یه بار به ما خیانت کردی و اکاتسوکی رو ترک کردی، الان فقط به عنوان کلفت اینجایی فهمیدی؟

اوروچیمارو (با ناراحتی): بله.

پین: بله چی؟

اوروچیمارو (با ناراحتی بیشتر): بله پین ساما...

پین: افرین! حالا بهتر شد.

توبی (با هیجان): توبی سلام میکنه! توبی پسر خوبیه! توبی از اشنایی باهاتون خوشوقته! توبی...

مادارا: توبی خفه میشه قبل از اینکه یه سوسانو بزنم.

توبی (با ناراحتی): توبی معذرت میخواد.

مادارا: همونطور که میدونید، من مادارا اوچیها هستم! قویترین شینوبی که تاریخ به خودش دیده. درواقع رییس اصلی اکاتسوکی منم. (یه چشم غره به پین میره) و اوبیتو هم یجورایی رییس حساب میشه.

توبی: اوبیتو اینجا نیست. توبی اینجاست. توبی بهتر از اوبیتوئه. توبی اوبیتو رو دوست نداره. توبی، توبی رو بیشتر دوست داره. توبی...

مادارا (با عصبانیت): سوسانووووووووووووو!

توبی (با ترس و درحالی که داره فرار میکنه): توبی غلط کرررررررررد!!!

مادارا (زیرلبی یه فحش به توبی میده): امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید دوستان!

ادامه دارد...